تصاویری از حضور سید حسن خمینی در منزل شهید سپهبد موسوی و دیدار با خانواده این شهید را مشاهده می کنید.
رضایی گفت: امروزه (اسرائیل) دوباره ممکن است طمع کند و بخواهد کارهایی را انجام دهد،ما آماده هستیم.
در بخشی از خاطرات مرحوم حجت الاسلام احمد خمینی آمده است: روز آخر که روز سیزدهم خرداد ماه بود دکترها هم دیگر مایوس شده بودند. برای اینکه هر چه دارو به کار می بردند، فشار خون بالا نمی آمد. آقایان دکترها و چند تا از دوستان این طرف و آن طرف با حالت ناراحتی نشسته بودند و نمی توانستند چیزی بگویند.
روزنامه اصولگرا نوشت: اگر بپذیریم که براساس مدعیات ابطحی، احمد آقا قدرت اصلی کشور در زمان امام بوده، لابد خود ایشان امام را به زعم ابطحی در شرایط نیمه حصری قرار داده و به عبارتی امام را کانالیزه میکرده که چه اخبار و گزارشهایی به امام برسد و چه نرسد!
اگر امام بنا بود به حرف کسی توجه کنند... ۱۵ سال سکوت بیچونوچرای نجف در ایشان اثر میگذاشت و حرفهای مایوسکننده در آن دیار ایشان را عوض میکرد. اگر قرار بود حرفهای کسی در ایشان اثر کند نجف بودند و مسئلهی هجرتشان به پاریس پیش نمیآمد.
نصیری، فلسفی را خواسته بود و بعد از اینکه حرفهایشان تمام شده بود یک پاکتنامه به او داده بود... وقتی فلسفی در پاکت را باز کرده بود، دیده بود که حدود ۳۰ عکس در صورتهای خیلی بدی از او در پاکت هست. نصیری گفته بود: «اگر حرفی بزنی یک چنین بلایی به سرت میآوریم.»
نصیری، فلسفی را خواسته بود و بعد از اینکه حرفهایشان تمام شده بود یک پاکتنامه به او داده بود... وقتی فلسفی در پاکت را باز کرده بود، دیده بود که حدود ۳۰ عکس در صورتهای خیلی بدی از او در پاکت هست. نصیری گفته بود: «اگر حرفی بزنی یک چنین بلایی به سرت میآوریم.»
آدم گیج میشود، در روزنامه میخوانم فلان زن را به مناسبت اینکه فلان کار را کرد اعدام کردند. ممکن است که آن زن شریفترین زنها باشد اما بچهاش نان ندارد... این زن را در آنجا میکشد و خیال میکند با این «کشتن» میتواند جلوی فحشا را بگیرد.
تصویری از سید احمد خمینی در کنار مادربزرگش فاطمه طباطبایی مشاهده می کنید.