در یکی، دو ماه اخیر برخی صاحبنظران سیاسی و اجتماعی خارج از کشور و بهویژه آمریکا، درباره ایران اظهارنظرهایی شبههبرانگیز حاکی از اینکه ایران قدرت چهارم جهان شده است، بیان کردهاند و به دنبال آن برخی افراد و رسانههای ایران و حتی برخی مقامات حکومتی، عطف به آن اظهارنظرها، ایران را بهعنوان چهارمین قدرت جهان به رخ خارجیان و دشمنان میکشند.
در روزهای اخیر گروهی که به سهمخواهی معروف و گاه معترف هستند، هجمههایی را به دولت آغاز کردهاند مبنی بر اینکه به دلیل نبود جدیت دولت و سیاستهای ضعیف آن، تورمهای جدید در جامعه ایجاد شده که باعث نارضایتی مردم شده است.
تصور میکنم یک اصل ساده باید اجرا بشود؛ به قانون اساسی توجه کنیم و در کنار آن قانون را درست اجرا کنیم.
معروف است که سه نفر به مناقشه پرداختند و فتنهای برخاست و آن اینکه در نام یک میوه اختلاف کردند. یکی میگفت انگور، دیگری میگفت عنب و سومی از اوزوم یاد میکرد، غافل از اینکه مقصود هر سه یکی است، اما درک زبان دیگری را نداشتند.
در اوضاع و احوال پیچیده کشور و تهدیدهای مختلفی که از سوی عوامل متفاوت داخلی و خارجی بر ساحتهای مختلف کشور وارد است، میبینیم که برخی افرادِ دست به میکروفون، کلماتی بر زبان میآورند که علاوه بر اینکه موجبات استهزای خود و سازمان مربوطهشان را فراهم میکنند، کلامشان نوعا بهعنوان پاس گل به حریف میتواند تلقی شود.
در برنامه هفتم آمده است که 90 درصد کالاهای اساسی و اقلام غذایی در داخل کشور باید تولید شود. یعنی وقتی برنامه نوشته میشد، حدود 80 درصد کالاهای اساسی (برنج، روغن، سویا، خوراک دام و طیور، کنجاله) از خارج وارد میشده است.
مصطفی هاشمی طبا با نام بردن از دولت سایه، سعیدجلیلی را دارای ویژگی انقلابی نمایی خواند.
خشک شدن دریاچه ارومیه مرگ میلیونها هکتار کشاورزی شرق ارومیه و بیماری و دربهدری میلیونها انسان ساکن در آن مناطق یعنی آذربایجان شرقی، زنجان و قزوین را در پی خواهد داشت.
مصطفی هاشمیطبا اظهار داشت: «دولت باید اولویتهای خود را بر توقف واکنشهای برگشتناپذیر کشور مانند بحران آب و فرونشست زمین بگذارد؛ اگر این مسائل حیاتی حل نشود، دیگر مدرسه و فرودگاه ساختن دردی از ایران دوا نخواهد کرد.»
امروز اگر جمهوری اسلامی در ایران وجود نداشت و نظامی دیگر حاکم بود، آیا باز هم آمریکا با غنیسازی و موشکداشتن مخالفت میکرد؟