لیلا حاتمی از یازده سالگی که پایش را به سینما گذاشت تا امروز که ۵۳ شده، نهتنها ادامهدهنده راه پدر است، بلکه مسیری منحصربهفرد برای خود ساخته است. اگر علی حاتمی شاعر تصویر بود، لیلا حاتمی شاعر احساس در قاب سینماست؛ زنی که با سکوتهای طولانی، نگاههای سرشار از اندوه و انفجارهای ناگهانی، جهان زن ایرانی را در لایههای مختلف اجتماعی، عاطفی و فلسفی به نمایش گذاشته است.
حجت شکیبا، نقاش مورد علاقه زندهیاد علی حاتمی که در نقاشی هایپررئالیسم در ایران صاحب سبک است، گزیدهای از شاخصترین آثارش را این روزها در نگارخانه ماهر به تماشا دارد.
«قلندر» چهارمین فیلم زنده علی حاتمی است که سال ۱۳۵۱ آن را ساخت. سال پرکاری که علی حاتمی در آن دو فیلم دیگر «ستارخان» و «خواستگار» را نیز به اتمام رساند.
عکسی زیرخاکی و متفاوت از علی حاتمی در حال کارگردانی منتشر شده است.
ناصر ملکمطیعی در مراسم عروسی علی حاتمی، کارگردان بزرگ ایران و همسرش زری خوشکام حضور داشته و عکسهایی از وی در این مراسم در شبکههای اجتماعی منتشر شده است.
«من معتقدم که فیلم یک فیلمساز حتی از فرزند او هم به او شبیهتر است. همه ما شبیه فیلمهای خودمان هستیم؛ کیمیایی را که میبینی «قیصر» را میبینی، وقتی علی حاتمی را میبینی همه فیلمهای او را میبینی یا وقتی «تنگنا» و «علی خوش دست» را میبینی امیر نادری و پریشانحالی او را میبینی. ملاقلیپور تلخ، عاصی و عصبی را ببین و فیلمهایش را مشاهده کن؛ همه این افراد بی اندازه شبیه فیلمهایشان هستند. نمیشود فیلمی ساخت که اصلاً شبیه خودت نباشد. آنچه که شما در فیلمهای من میبینید بدانید که ناخواسته از دبستان نحوی تربت حیدریه تا مشهد و ارگ مشهد و تهران و لالهزار و... همه اینها یک سعید سهیلی ساخته که انعکاسش در فیلمها دیده میشود.»
به تایید دستنوشتهها و اقوام نزدیک این مرد، زانوانش به هنگامِ خطاطی و ورود به دنیای خط ـ نقاشی، به لرزه درمیآمد؛ خط را بر نقاشی ارجح میدانست و از دریچه خطاطی به نقاشی نگاه میکرد؛ شاید نگاه «رضا مافی» به دنیا نیز از دریچه خطاطی بود.