براندازان پس از هر مرحلهای که برای هزارمین بار «این آخرین نبرده» را با اعتقادی از عمق وجود فریاد زده و در نهایت دیدهاند نبرد به پایان نرسیده و جمهوری اسلامی همچنان پابرجاست، جنگهای داخلیشان آغاز میشود و افسردگی شکست را با پنجه کشیدن به صورت یکدیگر میگذرانند.
این روزها اروپا و درصدر آنها انگلستان، به عرصه قدرتنمایی و میدان رقابت با گروهچههای مختلف شده؛ پولهای غارتشده از مردم شریف ایران توسط گروهک پهلوی از یک سو و منافقان تبدیل به فسیل شده، از سوی دیگر.
همه تلاشهای رضا پهلوی برای دست و پا کردن وجههای سیاسی برای خود و معرفیاش به عنوان آلترناتیوی برای نظام سیاسی ایران، به دست یک جوان در یک لحظه مقابل چشم جهان فروریخت.
اگر ما وطنفروشی را به مثابه یک ویروس در نظر بگیریم، ابتدا شاهد شکلگیری این ویروس در میان برخی از دیاسپورای خارج از ایران بودیم و سپس سرایت آن به داخل.
یک حقوقدان مسئولیت کیفری و مدنی در قبال تحریککنندگان به تخریب اموال و اقدامات ضد امنیت ملی را تشریح کرد.
گردهمایی ۲۵ بهمن (۱۴ فوریه) در خارج از کشور را میتوان نشانهای از تلاش هدفمند برای اپوزیسیونسازی از دیاسپورای ایرانی دانست.
چند روز پیش در اجتماع ضدانقلاب در مونیخ و لسآنجلس بدون کوچکترین زحمت و هزینهای برای نظام جمهوری اسلامی، وحوش سلطنتطلب، خود پرده از حقیقت وجودی خویش برداشتند و در رسانهها منتشر کردند.
این ایام، ایران و ایرانی داغها دیده و وطنش مورد هجوم و حمله و درگیری بوده است. جوانان میهن، کشته شدهاند و داغدار این سروتِنان و فرزندانِ بیجایگزینایم که یا به حملۀ دشمن در جنگ ۱۲ روزه، یا به بیتدبیری و آشوبی قابل پیشگیری در دیماه اخیر جان گرامی را از دست دادند.
بعد از شکست و مفتضح شدن غائله اغتشاشات دیماه 1404که بدنه سلطنتطلب خارجنشین سودای آن را داشتند که مردم ایران به ارتجاع تن دهند و بار دیگر نظام ارباب رعیتی را با شاهنشاهی روی کار بیاورند، شاهد بودیم که ترامپ هم زیر پای این شازده پهلویها را خالی کرد.
در روزگاری که مفهوم مخالفت در ذهن بسیاری به معنای خشم، فریاد، نفی و هیجان بیمهار تبدیل شده، یادآوری این نکته ضروری است که اعتراض و نقد هم باید چارچوب داشته باشد؛ چارچوبی برآمده از اخلاق، صداقت و دلسوزی برای وطن.