تا به امروز، ایالات متحده ادعا کرده ۴۸ کشتی مرتبط با ایران را متوقف کرده یا برگردانده است. از منظر اقتصادی، محاصره دریایی آمریکا معادله پیچیدهای ایجاد کرده که مستقیماً صادرات نفت ایران را هدف گرفته است اما امریکا چگونه محاصره دریایی را با استفاده از فناوریهای نوین انجام می دهد؟
رادار جدید چین ممکن است قادر باشد بمب افکن پنهانکار B-21 ریدر آمریکا را به خطر بیندازد. این ادعا در میانه تشدید رقابت جهانی فناوریهای پنهانکار مطرح شده است.
چگونه شکاف دموکراتها در کنگره بر سر بودجه جنگ با ایران، بر روابط تجاری و اقتصاد خارجی ایران تأثیرگذار خواهد بود؟ این شکاف نه تنها آینده تأمین مالی عملیات نظامی را نامعلوم میکند، بلکه میتواند سیگنالهایی برای کاهش فشارهای بینالمللی بر ایران ارسال کند و فضایی برای تنفس اقتصادی تهران ایجاد نماید.
با آغاز جنگ مستقیم آمریکا-اسرائیل علیه ایران و آتشبس موقت دو هفتهای که اخیراً تمدید شد، چین بهطور محتاطانه وارد میدان دیپلماتیک شده است. چین چه نقشی را در مذاکرات اسلام آباد ایفا می کند و بازیگری پُشت پرده او چگونه است؟
در میانه جنگی که با ورود مستقیم آمریکا و اسرائیل علیه ایران به یکی از پیچیدهترین بحرانهای ژئوپلیتیک سالهای اخیر تبدیل شد، نگاهها بیش از هر زمان دیگری به شرق دوخته شده است؛ جایی که چین با شبکهای از روابط راهبردی با تهران، اسلامآباد و کشورهای جنوبی خلیج فارس، میتواند نقشی فراتر از یک بازیگر اقتصادی ایفا کند و به میانجی مؤثر یا حتی ضامن پایان خصومتها بدل شود.
نشریه آلمانی «اشترن» در گزارشی تحقیقی ادعا کرده است که روسیه نهتنها دادههای ماهوارهای اختصاصی خود، بلکه مختصات دقیق جمعآوریشده توسط ماهوارههای جاسوسی ایالات متحده را نیز در اختیار جمهوری اسلامی ایران قرار میدهد.
اندیشکده آمریکایی در گزارشی به میانجیگری پاکستان میان ایران و آمریکا اشاره و پرسشی را مطرح کرده که پاکستان در این دیپلماسی به دنبال چه چیزی است.
ادامه جنگ جز نابودی توان و بنیه اقتصادی و ارتباطی و ... ایران نتیجه دیگری ندارد
جنگ با ایران، نشانهای از تحول در ماهیت تهدیدات جهانی است. تهدیدها دیگر محدود به ارتشهای کلاسیک یا مرزهای جغرافیایی نیستند؛ بلکه در قالب شبکههایی چندلایه و همزمان در حوزههای نظامی، اقتصادی و دیجیتال عمل میکنند. از حملات سایبری و فشارهای اقتصادی گرفته تا انسداد گذرگاههای دریایی، همه به بخشی از یک منظومه پیچیده تبدیل شدهاند که مدیریت آن با ابزارهای سنتی بهشدت دشوار است.
هانا الیس پترسون در گاردین مینویسد: «پاکستان به عنوان یک کارگزار دیپلماتیک غیرمنتظره میان ایران و ایالات متحده ظاهر شده و منیر موتور محرک اصلی این جریان است. او یکی از معدود افرادی است که میتواند رهبران آمریکا و ایران را پای تلفن بیاورد و به عنوان یک واسطه مورد اعتماد، پیامها را جابهجا کند. اکنون بر همگان عیان شده که مذاکرات بیش از آنکه از اسلامآباد (مقر دولت و پارلمان) هدایت شود، از راولپندی (مقر ارتش) هماهنگ میشود.»