مرد جوان همسرش را درون تاکسی و در برابر فرزند16ساله اش به گلوله بست و بلافاصله خودش را هم کشت

بعدازظهر روز گذشته راننده یک دستگاه تاکسی در حالی که زن جوان و پسر نوجوانش مسافران وی بودند، به داخل خیابانی در مشهد پیچید تا آن ها را به مقصد برساند.

به گزارش پایگاه خبری راه نو آنلاین، اما هنوز به طور کامل توقف نکرده بود که با چشمانی وحشت زده مرد ۲۰۷سواری را دید که سلاح شکاری لوله بلندی را از درون خودرو برداشت و در حالی که با مسافر جوان صحبت می کرد، در یک لحظه غافلگیرانه به سوی مسافرانش شلیک کرد. او از بیرون خودرو ، زن جوان را نشانه گرفته بود و مدام ماشه سلاح را می فشرد.

راننده و پسر نوجوان با مشاهده این صحنه ترسناک،  هراسان و وحشت زده در تاکسی را گشودند و در حالی از مقابل گلوله های سربی گریختند که پیکر خون آلود زن جوان روی صندلی عقب افتاده بود.

در همین حال، مرد مسلح خشمگین درِ عقب تاکسی را گشود و در کنار پیکر بی جان زن جوان نشست. او در حالی که برخی از اهالی محل از پنجره های منازل شاهد این صحنه ترسناک بودند، لوله سلاح شکاری را روی سر خودش گذاشت و با فشردن ماشه، آخرین تیر خلاص را شلیک کرد و بدین ترتیب به زندگی خود نیز پایان داد.

طولی نکشید که اهالی محل  با پلیس ۱۱۰ تماس گرفتند و ماجرای این جنایت هولناک را اطلاع دادند.دقایقی بعد قاضی ویژه قتل عمد مشهد به همراه گروهی تخصصی از کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی وارد محل جنایت شد تا  تحقیقات قضایی، راز این ماجرای تکان دهنده را فاش کند.

بررسی های اولیه نشان داد: مقتول زن ۳۸ ساله ای به نام «ع – ب»  است که از مدتی قبل با شوهرش «ن – الف» اختلافات خانوادگی داشت و مرد مسلحی که این جنایت وحشتناک را رقم زده، همان   «ن – الف» است که در کنار همسرش خودکشی کرده است.

تحقیقات در محل وقوع جنایت  ادامه یافت و کارآگاهان تعدادی گلوله و پوکه های شلیک شده را در محل تیراندازی و داخل خودروی پژو ۲۰۷ مرد ۴۲ ساله (قاتل) کشف کردند. در همین حال گروهی از کارآگاهان به کنکاش های تخصصی درباره چگونگی وقوع جنایت پرداختند و بررسی های خود را با راهنمایی های مقام قضایی در حالی ادامه دادند که مشخص شد زن ۳۸ ساله به همراه پسر ۱۶ساله اش سوار تاکسی شده اند تا به محل سکونت همسرش بروند اما همسر وی به دلیل اختلافات خانوادگی، تصمیم وحشتناکی گرفته بود.

پسر نوجوان با اشاره به اختلافات خانوادگی پدر و مادرش گفت : اختلافات آن ها به جایی رسید که از مدتی قبل مادرم جدا زندگی می کرد و در اندیشه طلاق بود. راننده تاکسی هم گفت: وقتی وارد خیابان محتشمی شدم، آن مرد ابتدا با مسافرم به گفت و گو پرداخت؛ من هم که از خودرو پیاده شده بودم ناگهان با شلیک گلوله ، از آن جا فرار کردم….