نزدیک دکه روزنامهفروشی مقابل دادگاه خانواده پسری جوان لبه جدول پیادهرو نشسته و در رویاهای خودش غرق بود. لحظاتی بعد دختری جوان با عجله به او نزدیک شد و در حالی که نگاه شماتت باری به او انداخت، گفت: «اینجا هم دست از بیخیالی و بیمسئولیتی بر نمیداری کلی دنبالت گشتم مگه قرار نبود ساعت 10 دم شعبه باشی بلند شو دیر شد.»
گاهی اوقات در دادگاه خانواده با پروندههای عجیبی مواجه میشویم که حتی برای قضات باسابقه هم علت طلاق برخی زوجها قابل باور نیست. یکی از این پروندهها مربوط به زوج جوانی بود که چند روز قبل برای جدایی به دادگاه خانواده مراجعه کرده بودند.
یک وکیل دادگستری گفت: تصویب قوانین مربوط به دریافت حق ثبت مهریه از زوجین، برعکس سیاستهایی است که برای تسهیلگری در امر ازدواج جوانان مورد تاکید است و عملا مانع ازدواج خواهد بود و این قبیل قوانین بیشتر یک منبع درآمد برای دولت محسوب میشوند.
پوپک و مهران به امید داشتن روزهای خوب با هم ازدواج کردند ولی حالا کارشان به دادگاه خانواده کشیده است. آنها یک فرزند دارند اما به خاطر فرزندشان هم نتوانستند زندگی مشترک را ادامه دهند.
پروانه و پوریا بعد از دو سال زندگی مشترک میخواهند از هم جدا شوند. آنها میگویند به این نتیجه رسیدهاند که امکان ادامه زندگی مشترک وجود ندارد.
نسترن تصمیم گرفته است به زندگی مشترکش پایان دهد. او سه سال بعد از ازدواجش چنین تصمیمی گرفته است. نسترن با پسرخالهاش ازدواج کرده و حالا میگوید اشتباه بزرگی کرده است.
«طلاق توافقی به طلاقی گفته میشود که زوجین به هر دلیلی تمایل دارند با تفاهم از هم جدا شوند و هر توافقی که آنها درخصوص مهریه، نفقه، جهیزیه، حضانت و ملاقات فرزند داشته باشند از نظر دادگاه محترم و قابل قبول خواهد بود. به شرطی که توافق در راستای مسائل مربوط به زوجیت مثل مهریه، نفقه زن، اجرتالمثل، حضانت و نفقه فرزندان باشد».
در میان هیاهوی زوجهای ناسازگاری که برای جدایی به مجتمع قضایی خانواده آمده بودند، سکوت و آرامش زن جوان که روی نیمکت چوبی انتهای راهرو نشسته بود جلب توجه میکرد.
زوج جوان وقتی در شعبه دادگاه مقابل قاضی نشستند به درخواست وی علت درخواست طلاقشان را توضیح دادند.
ساعت حدود 11 صبح در دادگاه خانواده زوج جوانی گوشهای ایستاده و در انتظار رسیدن نوبت رسیدگی به پروندهشان بودند.