قصد نوشتن درباره فیلم عروسی دختر آقای شمخانی را نداشتم؛ ولی چون به موضوع مهم افکار عمومی تبدیل شد، گفتم شاید تحلیل من هم بتواند به درک بهتر این مسئله کمک کند.
مجمع تشخیص مصلحت نظام با دهها عضو که اغلب نیز به نسبت خیلی پیر هستند و با یک ساختمان مجهز و بودجه کلان و انواع کمیسیونها و دبیرخانه تبدیل به یک نهاد با کلی خدم و حشم شده است و به اموری میپردازد که هیچ تناسبی با اصل و منطق شکل گرفتن این نهاد ندارد.
فعال رسانه نوشت: در صورتی که حکومت قادر به اجرای قانون باشد. یعنی هم جلوی غربالگری را بگیرد و هم جلوی سقط جنین را. در این صورت طبیعی است مواردی که قبل از این قانون شناسایی و منجر به سقط میشد، اکنون نمیتواند شناسایی شود. باید حکومت و وزارت بهداشت بهطور مستمر این دادهها را به عنوان واقعیت قانون در اختیار قرار دهند. ولی این کار را نمیکنند. چرا؟ به این علت که یا نوزادان دارای این سندروم بیشتر شدهاند که طبیعی هم هست، که در این صورت نمیخواهند به این نتیجه منطقی اقرار کنند.
برخی گمان دارند که سفر پزشکیان به نیویورک میتواند گره بحران کنونی ایران در سیاست خارجی را باز کند. با اطلاعات کنونی، تصور نمیرود که این سفر گرهی را باز کند، زیرا مساله اصلی ابتدا باید در تهران حل شود، سپس راهی نیویورک شد.
آقای ضرغامی، رییس اسبق صدا و سیما اخیرا نکتهای را گفته که به نظر من از حیث تحلیل رفتار سیاسی رسمی در ایران بسیار مهم است.
هفته گذشته چهار تن از روحانیون کشور از چهار تریبون مهم نکاتی را گفتند که فهم معانی ضمنی آنها مهم است.
مسئله نه بیحجابی است و نه حتی رفتارهای ناهنجار (چون اگر چنین مشکلاتی منظور باشد، در صورت برگزاری در ورزشگاه آزادی هم میتوانست رخ دهد) و این عوارض احتمالی منحصر به خیابان و میدان نیست. ایده مخالفت با کنسرت مزبور، با دوبال همیار پرواز میکند. یک بال تندروهای داخلی و بال دوم نیز براندازان وابسته به بیگانه هستند.
بخش پایانی گفتوگوی دو تن از فعالان مهم عرصه عمومی در ایران، یعنی آقایان زیباکلام و عبدالکریمی درباره بیانیه جبهه اصلاحات زیاد دیده شده است و مرا به عنوان یک ناظر به این نتیجه میرساند که گویی گفتوگوی علمی نه فقط میان اصحاب قدرت، حتی میان استادان دانشگاه نیز جای خود را به گفتوگوهای رتوریک داده است.
سخنان رئیسجمهوری در جمع فعالان رسانهای بازتابهای بسیاری داشت.
نهاد اطلاعاتی خیلی دنبال اطلاعات محرمانه و شنود و اینجور چیزها نباید باشد. اتفاقا در ادبیات دینی هم این رفتار نفی شده است، نه فقط به دلایل اخلاقی، بلکه به علت کارکردی و انحراف ذهن نهی شده است.